
سر وعده حاضر شدم و او نیز آمد، با هم پس از کمی راه رفتن به منطقهای در طائف رسیدیم، آن شخص پیش از من وارد خیمهای شد و به سرعت برگشت و بشارت داد که امام اجازه شرفیابی دادن؛ وارد شدم و خیمهای دیدم که از گوشه آن نور میدرخشید؛ به عنوان امام، او را مخاطب ساخته و سلام کردم. آن حضرت خطاب فرمود: «یا اباالحسن! قد کنا نتوقعک لیلا و نهارا ، فما الذی ابطا بک علینا؟»، «ای ابوالحسن علی بن مهزیار! شب و روز در انتظار دیدار تو لحظه شماری می کردم ، چه شد که تاخیر کردی و به سوی ما نیامدی؟»، عرض کردم: «ای مولای من! کسی را نیافتم که مرا به حضورت راهنمایی کند».
آن حضرت با تعجبی همراه با پرسش فرمود: «کسی را نیافتی که راهنماییات کند!؟» سپس با انگشت مبارک روی زمین کشید و بعد فرمود: «نه! راهنما نداشتن دلیل تاخیرت نیست بلکه شما به مال اندوزی روی آوردهاید، در برابر مستضعفان فخر فروشی کرده و با آنان با بی اعتنایی رفتار کردهاید، صله رحم را ترک نمودهاید؛ پس دیگر چه عذری دارید؟»، عرض کردم: «توبه کردم، توبه؛ بازگشتم، بازگشتم».
سپس حضرت مهدی(عج) خطاب به علی ابن مهزیار فرمود: «ای پسر مهزیار! اگر برخی از شماها برای آمرزش بعضی دیگر، از خداوند طلب مغفرت نمیکردند، کلیه انسانها گرفتار میشدند و کردارشان آنها را هلاک میکرد.» (اشاره به اینکه من برای شما از خداوند طلب بخشش می کنم.)
در قسمتی از دعای امام زمان(عج) برای بخشیده شدن گناهان شیعیان آمده است:
پروردگارا شیعیان ما از پرتو وجود ما و باقی مانده سرشت ما خلق شده اند، اما همین شیعیان به خاطر مغرور شدن به دوستی با ما و داشتن ولایت و از روی بی توجهی گرفتار گناهان بسیاری گشته اند؛ حال اگر گناهانی که آنان انجام داده اند ،جزء گناهانی است که بین تو و آنها باید حل شود، پس به خاطر ما آنها را ببخش و ما هم از آنها راضی هستیم و اما اگر گناهانی که انجام داده اند، حق الناس و جزء گناهانی است که بین خودشان است و باید حق دیگران پرداخت شود برای پرداخت بدهی آنان، از خمسی که در اموال برای ما مقرر کرده ای به عنوان تقاص و تاوان بدهی آنان برداشت کن و به طلب کاران آنها بده. و آن شیعیان را وارد بهشت کن و از آتش جهنم دور ساز و آن ها را با دشمنان ما که گرفتار غضب تو هستند در یک مکان قرار مده.